تبلیغات
دلتنگی های پاییز - قلبم یخ زده...

سردمه... دارم یخ میکنم... چیه تعجب کردی؟
یادته دستای تو همیشه سرد بودن و دستای من همیشه گرم بودن تا هر وقت یخ می کردی دستاتو می گرفتم تا گرم بشی و تو می گفتی خوش به حالت که اینقدر گرمی...
حالا همه وجودم یخ کرده... دستام سرد سرده... بیا دستامو بگیر تا از سرما نمیرن…
یادته بچگیامون وقتی زمستونا می رفتیم مدرسه من دستاتو می گرفتم تا گرمشون کنم... الان دلم یخ زده کسی نیست دستامو بگیره... همه به اشتباه فکر می کردن تو آبجی کوچیکه هستی...
 یادته وقتی گریه می کردی همیشه بغلت می کردم تا آروم بشی... همیشه چشمای تو زود بارونی می شد چون خیلی مهربون و دل نازک بودی... و من تا می تونستم جلوی خودمو می گرفتم که گریه نکنم...
 حالا بیا ببین که با کوچک ترین چیزی اشکم درمیاد دیگه نمی تونم بیشتر از نقش بازی کنم... ولی باید تمام تلاش خودمو بکنم که خودمو مقاوم نشون بدم... مقاوم و صبور تا یه تکیه گاهی باشم برای مامان و بابا تا اونا بتونن تحمل کنن... نمیدونم شونه هام بتونن این بارو تحمل کنن یا نه ولی تو برام دعا کن
... هوا سرد نیست ولی تمام انگشتام یخ زده حالا نوبت توئه که بیای و بغلم کنی دستامو بگیری تا دوباره جون بگیرن تا شونه هام اون قدر قوی بشن كه بتونم تحمل کنم... دیگه دارن از نفس میفتن…
تازه عروس رویاها الان کجایی…؟
من هر روز ساعتها عکساتو نگاه میکنم اونقدر نگاه میکنم تا هیچ وقت چشمات از یادم نره ولی باز وقتی چشمامو می بندم چشمات تو نگاهم محو میشه... فکر کنم صداتو از یادم رفته مگه چند وقته که تو رفتی؟
دستام داره یخ می کنه... چرا دستامو نمی گیری تا دووم بیارم... پاهام یخ زده دیگه نمی تونم سرپا بایستم... دارم میفتم دستامو بگیر...
داره كم كم دوسال میشه كه رفتی ولی داغ دل من هر روز تازه تر میشه و دلم تنهاتر... حالا دیگه پیش هیچ كس گریه نمیكنم همه فكر میكنم همه چی رو قبول كردم و به نبودنت عادت كردم ولی نمیدونن تو دلم چی میگذره یعنی نمی خوام كسی بدونن...
 آخرین باری كه با كسی حرف زدم و درد و دل كردم با خودت بود... دوسال و دو ماه پیش... حالا دیگه حرفی واسه گفتن با كسی ندارم تو دلم هیچی نیست جز یه تیكه سنگ سرد...
 دستام از سردی قلبم یخ زده و می لرزه دستامو بگیر و آرومم كن... فقط یك بار به خوابم بیا و دستام بگیر و آرومم كن تا تو این تنهایی نمیرم...





طبقه بندی: برسد به دست تو...،

تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 | 08:32 ب.ظ | نویسنده : پاییز تنها | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.