تبلیغات
دلتنگی های پاییز - خواهر خوبم تولدت مبارک

دوباره روز تولدت رسید... روزی که غصه سراغم نمیاد

روزی که دستای تنهایی من ... بیشتر از همیشه دستاتو میخواد

حال امسال من در روز تولدت خیلی با سالهای قبل فرق داره...

حال دلم توی این یک سال خیلی عوض شده ...ولی دلم می خواد امروز به جای همه دنیا برات خوشحال باشم...

می خوام امروز بخاطر دل تو گریه نکنم ...تو دلم برات یه جشن کوچیک بگیرم اخه نمیخوام روز تولدت با اشکام و با حرفام دلت رو بشکنم...

آبجی مهربونم تولد 25 سالگیت مبارک باشه... میدونم الان فرشته های مهربون واست جشن گرفتن... الان داری میخندی... خوشحال خوشحال...

من هم برات خوشحالم ...مهم نیست که الان داری به خواهر تنهات هم فکر میکنی یا نه...فقط دلم میخواد تو خوشحال باشی...

شاید هم به فرشته ها میگی من دوست دارم روز تولدم پیش خانواده ام باشم... یه خواهر دارم که دلم براش تنگ شده دلم میخواد الان کنارم بود... دلم براشون تنگ شده...

اون فرشته ها هم بجای کادوی تولدت تو رو با خودشون بیارن تا از دور ما رو ببینی...

واسه همین نمیخوام امروز ناراحت باشم... نمیخوام گریه کنم... دوست ندارم وقتی میای به دیدنم اشکامو ببینی... نمیخوام تنهایی هامو ببینی...

میخوام امروز خوشحال باشم تا دلت نگیره... ناراحت نشی... میخوام بخندم تا تو هم بخندی ...نمیخوام روز تولدت ناراحتت کنم ...

راستی کادوی تولد پارسالت رو هنوز نگه داشتم آخه پارسال روز تولدت من اومدم پیشت ولی تو خواب بودی... اومدم تولدت رو تبریک بگم ولی هرچی صدات کردم بیدار نشدی... کادوی تولدت رو نگه داشتم تا هر وقت بیدار شدی بهت بدم ...

آخه من اون موقع نمی دونستم که توواسه همیشه خوابیدی... حتی تو خیالم هم فکر نمی کردم دیگه بیدار نمیشی و چشمات رو هیچ وقت باز نمی کنی...

میدونم صدای منو بالای سرت میشنیدی... شنیدی چطور التماست میکردم که بیدار شی... من مطمئن بودم که بیدار میشی... به حرف قلبم ایمان داشتم...

ببخشید قرار بود حرفای ناراحت کننده نزنم...ببخشید که ناراحتت کردم...

حالا که از ما دور شدی دلتنگی نکنی... گریه نکنی ...روز تولدت خوشحال باش ...بخند تا هر وقت چشمامو می بندم خنده هات بیاد جلوی چشمام نه چشمای بارونیت...
آبجی جونم دیگه مزاحمت نمیشم... فقط میخواستم بگم تولدت مبارک باشه...

از صمیم قلب برات بهترین آرزوها رو دارم... امیدوارم همیشه شاد باشی و کنار این شادی هات هیچ وقت خواهر کوچیکترت رو فراموش نکنی آخه من فقط تو رو دارم.... دلم برات خیلی تنگ شده...

 


روز میلاد توست و من همچنان در آرزوی لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
تو را در آغوشم بفشارم و بگویم تولدت مبارک...

 




طبقه بندی: برسد به دست تو...،

تاریخ : چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 | 03:06 ب.ظ | نویسنده : پاییز تنها | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.